2012
در کشور ما هم مخاطبین زیادی رو جذب کرده، شايد برآيند تلاش چند ساله صهيونيزم،
براي القاي پروژه اي است که مي خواد در سال 2012 اجرا کنه.

مدتيه فيلم ها، بازي ها، ترانه ها و تمام رسانه هاي غرب دست به دست هم دادند تا
سال 2012 رو پايان دنيا و آخرالزمان اعلام کنند و در پي اون برنامه هاي شيطاني
خودشون رو اجرا کنند. تحريف کتب مسيحيت و ساخت دين جعلي اونجليسم، تحريف
پيش بيني هايي از جمله کتاب نوستر آداموس و تغيير پايان جهان، تغيير دادن تقويم
مايان ها و ... سير داغ پياز داغ هاي رويداد سال 2012 است. شايد بشه اسم اين
تحول رو پروژه سال 2012 يهود ناميد.
چندی قبل فيلم knowing در آمريکا در حال اکران بود . انتهاي اين فيلم نشون مي ده
که زمين به وسيله ي بلاياي طبيعي ناشي از فعاليت اجرام آسماني نابود مي شه و يک
دختر و پسر يهودي به عنوان نسل آينده ،به وسيله سفينه اي به فضا فرستاده مي شن
و حيات بشر رو از نو آغاز مي کنند . اين سفينه ها در نقاط مختلف زمين اين افراد رو
به فضا مي بره .
فيلم در انتها اشاره داره که حکومت جهاني يهود، نه با دوري از درخت نهي شده، بلکه
با نزديک شدن به آن تشکيل مي شود چرا که اين حکومت يعني حکومت يهود، حکومت
صالحان نيست .
قبل از اين نيز بازي کامپيوتري Assassin"s creed در مورد آخرالزمان ساخته
شد و نشان مي داد که در اثناي حوادث آخرالزمان ،در 21 دسامبر 2012 ،موشکي به
فضا پرتاب مي شه تا به درگيري هاي آخرالزمان پايان بده . اين بازي نشون ميده پس
از فتنه هاي آخرالزمان، حکومت جهاني به دست آمده از هيکل سليمان ،به يهود
مي رسه.
نمونه هاي از اين دست که حکومت جهاني پس از حوادث آخرالزمان رو متعلق به يهود
مي داند بسيار زياده. همونطور که گفتم فيلم 2012 آخرين و مهمترين نمونه ي اين
تحول رسانه ايه. قبلا ً سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۰۷ آخرالزمان نامیده میشد.
در فیلمEnd of days محصول سال ۱۹۹۹ م،با بازی آرنولد شوارتزینگر،شیطان
به زمین می آید تا در شروع سال ۲۰۰۰ میلادی حکومت خود را در زمین آغاز کند
اما با شجاعت یک سرباز آمریکایی!!! (که اتفاقا ً از خدا و کلیسا هم دل خوشی ندارد!!!)
به هدفش نمی رسد.
فيلم ۲۰۱۲نشون مي ده که دنيا در 21 دسامبر 2012 درگير بلاياي طبيعي و زير رو
مي شه . گروه 20 تصميم مي گيره يک کشتي يا به عبارتي زير دريايي رو بالاي
کوه هاي چين بنا نهند تا 400 هزار نفر از بهترين انسان ها رو از نقاط مختلف زمين
در اون جمع کنند. در اين فيلم جکسون به همراه پسرش ، نقص فني اين کشتي رو
برطرف مي کنند و منجي بشريت مي شوند . تمام مردم جهان از بين مي روند و پس از
اين بلايا، کشتي نجات پيدا مي کنه و نسل جديد بشريت از تاريخ 01/01/01 بر روي
زمين آغاز مي شه. ببينيد اگر نگاهي به تاريخ بشريت بياندازيم مي بينيم شيطان پس
از ايجاد جبهه ي باطل هميشه به دنبال گسترش اون بوده و ويهود پس از انحراف
تاريخي اش اين مسئوليت رو بر عهده گرفته . حالا يهود که دين رو وسيله و ابزار
سلطه ي دنيوي و شيطانيش قرار داده هيچ وسيله اي بهتر از داستان حضرت نوح(ع)
براي استفاده ي ابزاري اش از دين نمي بينه!!!
حضرت نوح (ع) به دستور الهي ،مؤمنان را در کشتي جمع کرد تا از عذاب الهي در
امان باشند . پس از نابودي مشرکين اين مؤمنان زندگي جديدي را آغاز کردند. حالا
شيطان مي خواد تمام مردم جهان رو از بين ببره و يهوديت رو به عنوان مومنان به
شيطان و شيطان پرستان درجه يک و دشمنان حق و حقيقت، درون يک سفينه و يا
کشتي در محلي امن جمع کنه و پس از از بين رفتن مردم مؤمن به يکتاپرستي،
يهوديان شيطاني رو به عنوان نسل جديد بر روي زمين قرار بده .اين اصلا مسئله ي
پيچيده اي نيست.
مخصوصاً که فيلم 2012 دقيقاً به سناريو اي که تعريف کردم اشاره ي مستقيم داره.
همانطور که مي دانيد پسر حضرت نوح (ع) با پدر پيامبرش همراه نشد و گفت که به
بالاي کوه ها مي رود و از خشم خداوند در امان مي ماند که البته از بين رفت. اما اين
فيلم اعلام مي کند که با ساخت اين سازه ي عظيم برفراز کوه هاي چين ،اين بار
مي توان از خشم خداوند در امان ماند. فيلم در حقيقت نشان مي دهد که حکومت جهاني
يهود به وسيله ي همان پسري از نوح (ع) که با بدان نشست و خاندان نبوتش گم شد!
تشکيل مي شود، چرا که اين حکومت، حکومت صالحان نيست!!!
قرار بود يهود حاکم باشد و بقيه ي مردم برده ي او. اين مسئله به طور مکرر در تورات
آمده و جزء دين تحريف شده ي يهوده . پروژه ي سال 2000 شکست خورد و يهود،
روز به روز ضعيف تر شد . هنوز در سيارات ديگر نيز جايي براي زندگي پيدا نشده ،
پس بهترين گزينه اينه که در يکي از نقاط زمين بنايي عظيم تاسيس بشه و مؤمن ترين
مردم از سراسر نقاط زمين (که از نظر يهود، که امروز پشت پرده ي تمام
تصميم گيري هاي غرب است، اين مردم مؤمن ،يهوديان هستند) در اون جمع بشوند و
سپس زمين نابود بشه .
نابود شدن زمين به وسيله ي بلاياي طبيعي هم مسئله ايه که رسانه هاي غرب
سالهاست
به شدت به اون مي پزدازند و اصولا آخرالزمان طبيعي جزء لاينفک توليدات رسانه اي
غرب شده و ما تسليم در برابر اين رسانه ها ،اين توليدات را به مردم نشان ميديم.
شايد در سال 2012 ،تعدادي بلاياي طبيعي به وجود بياد اما براي ابر قدرت ها!!!
به وجود آوردن انفجارات عظيم و منحرف کردن اذهان به مسئله ي بلاي طبيعي مسبوق
به سابقه است. شايد نمونه اش پروژه هاي هارپ باشه.
جالبه بدونید که ناسا هم طی چند سال اخیر در بیانیه های غیر رسمی و نیمه رسمی!سال
۲۰۱۲ رو مملو از حوادث عجیب معرفی میکنه.حتی چندی پیش یه مقاله ی غیر رسمی
در اینترنت منتشر شد که به عوض شدن چرخش زمین!!! ایستادن زمین از حرکت!! و
حتی جابجایی قطب های زمین!!! به علت فرارسیدن یک دوره ی حرکتی( که هر
۲۶۰۰۰ سال تکرار میشه) اشاره داشت.
چند نکته اساسي در مورد کليت و اصل اين فيلم و فيلم هاي مشابه رو يادآوري کرده
باشم. دقت کنيد منجي در اين فيلم جکسون همان رمان نويس ناموفقي است که شخصي
معمولي است . فقط در دين يهود است که منجي ،شخصي معمولي است. بايد اين نکته
را اضافه کرد که رمان نويس ناموفق در اين فيلم اشاره به يهوديت و صهيونيزم دارد.
چرا که يهود تا به امروز چندين سناريوي طولاني براي پايان جهان به نفع خود نوشته
و هيچ کدام محقق نشده، اما همين رمان نويس ناموفق در اين فيلم ،منجي جهان
مي شود و سناريوي يهود بالاخره اجرا مي شود. اين شخصيت البته يک ويژگي مثبت
دارد و آن اينکه به خانواده اش علاقه مند است. با کمي تأمل به اين نتيجه مي رسيم
که در حقيقت جکسون براي خانواده يهود يا همان قوم يهود تلاش مي کند و در حقيقت،
تاريخ هر چه از ظلم و ستم زجر کشيده، به خاطر اين بوده که يهود، قوم خود را برتر
مي خواند.
بگذاريد یک پيش بيني از اين پروژه ي يهود داشته باشم . اسرائيل امروز مرده است.
اين يک جنازه است که تشييع جنازه ي او کمي به تعويق افتاده . صهيونيزم پس از
جنگ غزه در خانه ي سست خودش شکست خورد و حالا او ديگر مرده است.
برنامه ریزی يهود براي سال2012 درحقيقت نوعي خودکشي شيطان است فقط همين.
يهودي که با تحريف مسيحيت ، ادعا مي کرد براي ظهور مسيح مي بايست دولت يهود
تشکيل شود، حالا ديگر حتي سخني از مسيح نيز به زبان نمي آورد ... چرا ؟ به دليل
اينکه تمام برنامه هايش شکست خورد . مسيحی که قرار بود در سال 2007 ،پس از
7 سال جنگ آرمگدون، که از سال 2000 و تخريب مسجدالاقصي شروع شده باشد
ظهور کند ... اين مسيح خيالي و تحريف شد ي يهود ظهور نکرده . همه ي برنامه ها
به هم ريخته . امروز چهره ي واقعي يهود معلوم شده و دوباره نفرت جهاني از يهود
کثيف آشکار شده (يهود کثيف عبارتي است که مسيحيان قبلا در مورد يهوديت به کار
مي بردند) . يهوديت قبلا سال 2000 و سپس سال 2007 را پايان جهان مي خواند و
حالا نيز 2012 . بعدها نیز ۲۰۱۷ را پایان جهان خواهد خواند!!!.
دستمايه قرار دادن اديان در اين فيلم ها و بازي ها به شدت به چشم مي خوره . در اين
رسانه ها به زبان هاي مختلف اعلام ميکنند سال 2012 پايان جهان است
مسيحيت صهيونيستي و يهوديزه و عهد جديد و تفاسير صهيونيستي - توراتي از آن، نيز
از مهمترين منابع و مباني فيلم هاي آخر الزماني مي باشد. آنچه به شدت در اين قسم
خود نمايي مي کند، کتاب مکاشفات يوحنا، آخرين سفر عهد جديد است . اکثر
مسيحيان ،عهد عتيق راهم معتبر مي دانند ، خصوصا مسيحياني که به آراء و
انديشه هاي يهودي - توراتي نزديکترند ؛ مانند پروتستان ها و کالوينيست ها
و پيورتيانها و مسيحيان صهيونيست. به همين دليل، امروزه تفاسير توراتي از
انجيل و مکاشفات يوحنا ،مبناي بسياري قضاوت هاي آخر الزماني و هنر و
سينماي" پايان دوران" شده است . شايد برخي از عناصر خاص مسيحيت
صهيونيستي ،که در عهد قديم ( تورات ) نيامده است را بتوان به عنوان
شاخصه هاي اصلي فيلم هاي صهيونيست مسيحي بدانيم ؛ گرچه يهوديان هم براي
جذب مسيحيان و قلوب ديني آنان، از اين عناصر استفاده مي کنند. بر اساس
آموزه ي نجات در مسيحيت و يهوديت و از نظر مسيحيان صهيونيست، در آخر الزمان،
يهودياني هم که پس از نبرد آرماگدون باقي مي مانند ، مسيحي مي شوند و ياور
عيسي (ع) خواهند شد ؛ ولي از منظر يهوديان، نژاد برتر عبرانيان هستند که پس از
پيروزي مسيح بن داوود بر شياطين و شروران، بر تمام انسان هاي ديگر که درجه
دوم و سوم و حتي در برخي متون پست تر از حيوانات !!!شمرده شده اند ، حکومت
خواهند کرد .
صهيونيسم مسيحي در باره مشکلاتي که در بابل ( عراق و سوريه و اردن امروز )
پيش مي آيد و حکومت دولت يهودي در فلسطين و ظهور مسيحا در زمانه ي واپسين
و بلاياي آخر الزماني و ظهور شيطان قدرتمند در آخر الزمان و برخي موارد ديگر،
با صهيونيسم يهودي اشتراکاتي دارد و اصولا همين اشتراکات بوده است که باعث
شده مسيحيان، تحت سلطه ي تفکرات اسطوره ای صهيونيسم قرار بگيرند و فرقه ي
مسيحيت صهيونيستي به وجود بيايد . فيلم امگاکد 2 ( ميگيدو ) نمونه کاملی از يک
صهيونيست مسيحي است که شبکه T.B.N که در تملک صهيونيست هاي مسيحی
آمريکا است ،آن را ساخته است. در اين فيلم سپاهيان شر به رهبری آنتی کرايست
( دجال يا ضد مسيح ) و با حضور اعراب و مسلمانان و ايرانيان و چيني ها
( آسيايی ها ) در صحرايي در شمال بيت المقدس و جنوب شرق حيفا در کنار تپه ي
شريفان ( حر مجدون يا آرماگدون ) با سپاهيان خدا به رهبري رئيس جمهور
آمريکا !درگير مي شوند و شيطان از پوسته ي انساني خود که همان آنتی کرايست
است بيرون مي آيد و مانند اژدهايي بالدار نيروهاي سياهی تاريخ را به ياری
مي طلبد و سپس موفقيتي نسبي پيدا مي کند، ولي با توسل مسيحيان معتقد آمريکايي،
مسيح دومين قيام خود را انجام مي دهد و معجزه وار، شيطان را به زندان ابد
مي فرستد و يارانش را ( با محوريت مسلمانان!!! ) نابود مي کند . فيلم « بشمار تا
آرما گدون » هم از نمونه هاي صهيونيست مسيحي سينماي هاليوود مي باشد که در
آن بر عروج عده اي مسيحيان تحت فشار به آسمان و نزول آنان با مسيح و
پيروزي آنان بر مصائب و بلاياي عظيم آخر الزمان و تشکيل حکومت جهاني مسيحي
تأکيد مي شود . بسيار مناسب است که در پايان اين قسمت به هفت مرحله يا هفت
مشيت که مسيحيان صهيونيست به آن قائل هستند، اشاره اي کنيم :
مرحله ي اول : بازگشت يهوديان به سرزمين هاي ميانه ( سرزمين موعود وفلسطين
يا اسرائيل ) پس از ايام پراکندگي در جهان .
مرحله دوم : ايجاد دولت يهودي درسرزمين فلسطين(مسيحيان صهيونيست گاهي
داغ تر از يهوديان از حکومت جنايتکار اسرائيل حمايت مي کنند.)
مرحله سوم : رساندن بشارت ها و تنذير هاي انجيل به جهانيان و بني اسرائيل ( البته
با قرائت هاي يهوديزه شده و تفسير اسکوفيلدي از انجيل ).
مرحله چهارم : حصول مرحله سرخوشي مؤمنان مسيحي (Rapture) و عروج
مسيحيان معتقد به بهشت در کنار مسيح (ع).
مرحله پنجم : دوران فلاکت و رنج و بلاياي عظيم هفت ساله (Tribulation) و ظهور
دجال و مبارزه ساير مؤمنان با دجال .
مرحله ششم : وقوع جنگ آرماگدون در انتهاي دوران رنج هفت ساله در شمال
غرب بيت المقدس (اورشليم ) با تأکيد تبليغاتي بر نبرد هسته اي عظيم و کشته شدن
تعداد بسيار زيادي از مردم زمين که در برخي منابع مسيحيت صهيونيستي گفته شده تا
چهار پنجم يا دو سوم مردم زمين کشته خواهند شد و در صحنه ي نبرد، خون تا زير
زين اسب ها را خواهد گرفت ( برخي به غلط اين روايت را اسلامي دانسته اند! ) .
مرحله ي هفتم : ظهور دوم مسيح و مؤمنان واقعي و شکست لشکريان دجال و
استقرار بهشت زميني در جهان خصوصا سرزمين هاي ميانه به پايتختي اورشليم
( يهوديان بنا به اختلافات يا مسيحي مي شوند يا هم پيمان مسيح خواهند شد ) .
شيطان گرايي و سيطنيسم نيز يکي از پس زمينه هاي آخر الزمان هاي سينمايي است .
گرايش به قدرت برتر و اهريمني شيطان در طول زمان هاي دور از مصر باستان تا
يونان باستان و غرب جديد ،ادامه داشته است و در دوران اخير نوع جديدي از پرستش
شيطان که به همراه جادوگري و مناسک جنسي است، شايع شده است و
« انجیل شیطانی » توسط پيغمبر شيطاني آنان « آنتوان لاوي » نوشته شده
است. کليساي شيطان ( satan church) در آمريکا توسط یک يهودي به نام
آنتوان شزاندر(زاندر) لاوي پايه گذاري شد.جمله ی معروف آنتوان لاوی که در کتاب
انجیل شیطانی به ثبت رسید این است:
There is no heaven of glory bright
and no hell where sinners roast
Here and now is our day of torment!
Here and now is our day of joy!
Here and now is our opportunity!
Choose ye this day, this hour, for no redeemer liveth
خدای باعظمت و با شکوهی وجود ندارد، و جهنمی که در آن گناهکاران
کباب میشوند هم نیست. اینجا و حالا روز شکنجه و سختی ماست!
حالا و اینجا روز خوشی ماست! اینجا و حالا فرصت ماست!
این روز، این ساعت را انتخاب کن که زندگی رهایی بخشی نیست!
آنتوان لاوی در کتاب خود ،آغاز حکومت شیطان بر زمین را ساعت ۱۱:۱۱
روز ۲۱ دسامبر سال ۲۰۱۲ میلادی اعلام کرد.
(در مورد شیطان پرستی و انواعش و تاریخچه ش، بحث خیلی مفصل و طولانیه.
اگه دوستان مایل باشند،در آینده یک مطلب هم در مورد این موضوع می نویسم)
علاوه بر اين که پايه گذار شيطان پرستي، یک يهودي است، مروجين و مبلغين آن هم
غالبا ً سينماي هاليوود و شبکه اينترنت مي باشد. فيلم هايي چون ماتريکس و
هري پاتر و جن گير و کنستانتين با ترويج جبر گرايي و قدرت فوق العاده شيطان، از
مبلغين غير رسمي اين مکتب محسوب مي شوند .
فیلم کنستانتین رو دیدید؟ کنستانتین، یه جن گیر مسیحی هست وجالبه که آدم خیلی معتقد
و مقدسی هم نیست!در یکی از صحنه های پایانی فیلم،وقتی کنستانتین به خاطر نجات دنیا
خودکشی میکنه و با این کار از آمدن "مامون"(پسر شیطان) به زمین جلوگیری
می کنه،از آسمان راهی نورانی به زمین باز میشه و خدا ،کنستانتین رو به سمت آسمان
میکشه تا به بهشت ببره. جالب اینجاست که در این لحظه لوثیفر(شیطان) با گفتن
جمله ی:"نه! من اجازه نمیدم!!!" و گرفتن کنستانتین، از رفتن او به بهشت جلوگیری
می کنه!!!
به عبارت دیگه این صحنه،کاملا ً نشان دهنده ی تسلط قدرت شیطان به قدرت خداست!
اسلام هراسي و کاشتن بذر تنفر از مسلمانان و ایرانیان، از اصلي ترين مايه هاي آثار
آخر الزماني هاليوود است. غرب سال هاست که فهميده ذات اومانيستي تمدنش با
خدا گرايي و حق محوري اسلامي تنافي دارد. در رأس اقتدار آنگلوزايان، آمريکا
بزرگترين رغيب خود را ايران ديد و به همين دليل شروع به حمله رسانه اي
سينمايي ( برنده ترين سلاح فرهنگي غرب ) به مسلمانان کرد . در بسياري از آثاري که
حدود سه دهه پيش ساخته اند، به شدت اين جو ضد اسلامي رواج داده شده و کار را به
آنجا رسانده اند که حتي در فيلم ( مردي که فردا را ديد ) (پيشگويي نوستر آداموس )،
امام زمان شيعه(عج) را «The King of Terror» يعني سلطان تروريسم و وحشت
و شرارت و شيطان خطاب کردند ؟ ! اين فيلم دقيقا دو سال پس از پيروز ي انقلاب ،
در سال 1981 م ساخته شد و باز هم براي جو سازي عليه پرونده ي هستي ايران ،
در سال 2001 م با حرکت جديدي به کارگرداني « اورسن ولز » يهودي، نسخه ي
جديدي با کيفيت بالاي اوليه در دنيا پخش کردند . در اين فيلم ترس فراوان آمريکايی ها و
صهيونيست ها از قدرت تجمع و انسجام مسلمانان در نماز جمعه و قدرت اقتصادي نفت
و قدرت علمي و توان هسته اي و همکاري مسلمانان با همسايه قدرتمند شمالي خود
روسيه و ... هويداست.
سينماي فريبنده ي هاليوود به اين قبيل آثار آخر الزماني که مسلمانان با بمب اتمي به
تمام جهان متمدن! حمله مي کنند، اکتفا نکرده و فيلم هاي نمادين و پيچيده اي چون
ماتريکس و هري پاتر و ارباب حلقه ها و پسر جهنمي را،در فضاي آخر الزمان سازي
مورد نظر خود ،به بازار جهاني ارائه کرد که با موفقيت زيادي هم همراه شد .
در فیلم ماتريکس ،با کامپيوتري روبرو هستیم که با مغز هوشمند خود ،بر ابناي بشر
مسلط شده است و فقط اهالي شهر زايان (صهيون ) هستند که درست مي فهمند و
اسير بردگي تکنولوژي نشده اند ، اما در يکي از انيميشن هاي نه گانه ماتريکس
( معروف به انيماتريکس ) کارگردانان فيلم ( برادران واچفسکي ) حرف خود را
به طور واضحی مي زنند : آنجا که با زوم کردن روي نقشه خاورميانه ، عربستان را
نشانه مي گيرند و با زوم کردن روي مرکز بياباني شبه جزيره ،شهري را
( شهر صفر - يک ) به عنوان محل استقرار شياطين روبوتيک ( ياران کامپيوتر
شيطاني ماتريکس ) نشان مي دهد که عقل هر عاقلي آن را مهمترين شهر مسلمانان
(مکه)مي داند . در ادامه ي اين انيميشن ، خرمگسي شوم و جغد مانند روي شبه
جزيره عربستان فرود مي آيد و به سمت بصره و سپس بغداد حرکت مي کند .
( نهايت جسارت و بي شرمي نسبت به مقدسات اسلامي! ). اين نقشه درون سازمان
ملل نصب شده است .به دست قدرت يک کارگر نظافتچي سازمان ملل متحد (!؟) اين
خرمگس کشته مي شود و با خونش هلال شيعي را از منتهی اليه عراق (لبنان ) تا
وسط ايران ترسيم مي کند ! در اين انيميشن هم جامعه ي ملل ( بخوانيدصهيونيست هاي
حاکم بر آمريکا و فرانسه و آلمان و کانادا ) از قدرت علمي و پيشرفت اقتصادي اين
روبات هاي شيطاني در هراسند و آن ها را سرکوب مي کنند!
در فيلم پسر جهنمي (Hell Boy ) نيز آمريکايي ها در مبارزه با اتحاد نازي هاي
هيتلري و ايرانيان موفق مي شوند که شيطان را محدود کرده و نگذارند راه تسلط
او به اين دنيا باز شود .
در صحنه اي ،موجود شريري که با پسر جهنمي (پسر آتشين ) مبارزه مي کند، از
درون يک مجسمه ي کاملا ايراني به وجود مي آيد!!!
در فيلم آخر الزماني ديگري به نام « ارباب آرزوها » (Wish Master) نيز شاهديم
که شيطان از درون يک مجسمه ي خداي ايراني به آمريکا منتقل مي شود و بلاياي
عظيم را به آمريکا مي برد و در آنجا با هوشمندي فرزندان ايالات متحده!!! شيطان شرقي
تار و مار مي شود.
در اين زمينه فيلم هاي بي شماري وجود دارد که به همين مقدار اکتفا مي کنم .
مهمترين هدف صهيونيسم بين الملل از تصوير آخر الزمان به گونه هاي متنوع در
سينما ، انداختن نوعي هراس در دل مخاطب و تحريک عواطف مخاطب براي تحسين
قهرمانان هاليوودي و منجيان آخر الزماني سينمايي توسط مخاطب است و در یک جمله
" آماده سازی مردم جهان برای پذیرش حکومت شیطان(صهیونیزم)"است.
وبلاگ اختصاصی دانشجویان مهندسی صنایع دانشگاه باهنر کرمان