استاد مهدی اخوان ثالث
هرکس گمشده ای دارد و خدا گمشده ای داشت
هرکس دوتاست و خدا یکی بود ویکی چگونه می توانست باشد
هرکسی به اندازه ای که احساسش می کنند هست
وخداکسی که احساسش کند نداشت
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی که آن را ببیند
خوبی ها همواره نگران که آن را بفهمد
وزیبایی همواره تشنه ی دلی است که به او عشق ورزد
وقدرت نیازمند کسی که در برابرش رام گردد
وغرور در جستجوی غروری که آن را بشکند
وخداعظیم بود و خوب وزیبا وپر اقتدار و مغرور
اما کسی نداشت
وخدا آفریدگار بود
و چگونه می توانست نیافریند
زمین را گسترد
وآسمان ها را برکشید
کوه ها برخاستندو رودها سرازیر شدند ودریاها آغوش گشودند وطوفان ها برخاست وصاعقه ها در گرفت
وباران ها وباران ها وباران ها
گیاهان روییدند ودرختان سر به هم دادند ومراتع سرسبز پدیدار گشت وجنگل های خرم سر برداشتند و حشرات بال گشودند وپرندگان ناله برداشتند وماهیان خرد سینه ی دریا را پر کردند
وقرن ها گذشت و می گذشت و درختان گونه گون گل های رنگارنگ و جانوران
در آغاز هیچ نبود کلمه بود و آن کلمه خدا بود
وخدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود
و با نبودن چگونه توانستن بودن؟
وخدا بود و با او عدم بود
وعدم گوش نداشت
حرف هایی هست برای گفتن
که اگر گوشی نبود نمی گوئیم
وحرف هایی هست برای نگفتن
حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورد
حرف های خوب بزرگ و ماورائی همین هایند
وسرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد
شریعتی
لحظه ديدار نزديك است .
باز من ديوانه ام، مستم .
باز مي لرزد، دلم، دستم .
باز گويي در جهان ديگري هستم .
هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ !
هاي ! نپريشي صفاي زلفم را، دست!
آبرويم را نريزي، دل !
- اي نخورده مست -
به مناسبت سالگرد دکتر علی شریعتی مرد اندیشه های عصر حاضر
خدایا کفر نمی گویم
پریشانم
چه می خواهی تو از جانم !
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
خداوندا !
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیندازی
و شب ، آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می گویی ! نمی گویی ؟
خداوندا !
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه دیوار بگشایی
لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف تر عمارت های مرمرین بینی
و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می گویی ! نمی گویی ؟
خداوندا !
اگر روزی بشر گردی
زحال بندگانت با خبر گردی
پشیمان می شوی از قصه خلقت
از این بودن ، از این بدعت
خداوندا تو مسئولی
خداوندا !
تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.
« دکتر علی شریعتی »

دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده شب مي كشم
چراغهاي رابطه تاريكند
چراغهاي رابطه تاريكند
كسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
هميشه از ديدن سخنان فيلسوفهاي خارجي تو اينترنت و تقليد نسل جوان ما از سخنان اونا افسوس مي خوردم تا اينكه ............

قدیسی در مکانی اشتباه
چگونه جهنم را پر نگه می دارند ؟
در قصه ای قدیمی آمده است که وقتی حضرت عیسی روی صلیب درگذشت بی درنگ به دوزخ رفت تا گناه کاران را نجات دهد.
شیطان بسیار ناراحت شد و گفت :
- دیگر در این دنیا کاری ندارم . از حالا به بعد ، همه تبه کارها و خلاف کارها و گناه کارها و بی ایمان ها ، همه یکراست به بهشت می روند !
عیسی به شیطان بیچاره نگاه کرد و خندید :
- ناراحت نباش . تمام آنهائی که خودشان را بسیار با تقوا می دانند و تمام عمرشان کسانی را که به حرف های من عمل نمی کنند محکوم می کنند ، به این جا می آیند .چند قرن صبر کن تا ببینی که دوزخ پُرتر از همیشه می شود !
پائولو کوئلیو
ادامه را ببینید....
معنای تاج ها
وقتی موسی (ع) به آسمان رفت تا بخشی از کتاب مقدس را بنویسد ،
قادر متعال از او خواست بالای برخی حروف تورات ، تاجهایی نقش کند.موسی
(ع) پرسید : خالق هستی این تاجها به خاطر چیست؟ خداوند پاسخ داد : زیرا
صد نسل دیگر ، مردی به نام اکیوا ، معنای حقیقی این نقش ا را فاش خواهد
کرد .موسی گفت : تفسیر این مرد را نشانم بده . خداوند موسی (ع) را به آینده
برد و او را در کلاس درس اکیوای روحانی گذاشت. شاگردی پرسید : استاد ، این
تاج ها برای چه بالای بعضی از حروف نقش شده اند ؟ اکیوا گفت : ((نمی دانم .
فکر می کنم موسی هم نمی دانست . اما او از بزرگترین پیامبران بود و این کار را
کرد که نشان دهد با وجود آن که نمی توانیم تمامی دستورات خداوند را بفهمیم ،
باید آن چه را که می خواهد انجام بدهیم . )) و موسی از پروردگار عذر خواست .

پائولو کوئلیو
الگوی بهتر چیست ؟
از داو بی یِر مزریچ پرسیدند که بهترین الگو برای پیروی چیست ؟ افراد پرهیزگاری که زندگی شان را وقف خدا می کنند و نمی پرسند چرا ؟ یا افراد بی فرهنگی که می کوشند اراده باری تعالی را بفهمند ؟
داو بی یر گفت : بهتر از همه الگوی کودکان است .
گفتند : کودک که هیچ چیز نمی داند . هنوز نمی داند واقعیت چیست .
او پاسخ داد : سخت در اشتباهید . کودک چهار خصوصیت دارد که هرگز نباید فراموش کنیم : ۱- همیشه بی دلیل شاد است ۲- همیشه سرش به کاری مشغول است ۳- وقتی چیزی را می خواهد تا آن را نگیرد از عزم و اصرارش کم نمی شود ۴- سرانجام می تواند خیلی راحت گریه کند .
پائولو کوئلیو
قانون بازگشت
مردی از یکی از دره های پیرنه در فرانسه می گذشت ، که به چوپان پیری برخورد. غذایش را با او تقسیم کرد و مدت درازی درباره ی زندگی صحبت کردند . بعد صحبت به وجود خدا رسید .
مرد گفت : اگر به خدا اعتقاد داشته باشم باید قبول کنم که آزاد نیستم و مسوول هیچ کدام از اعمالم نیستم . زیرا مردم می گویند که او قادر مطلق است و اکنون و گذشته و آینده را می شناسد.
چوپان زیر آواز زد و پژواک آوازش دره را آکند . بعد ناگهان آوازش را قطع کرد و شروع کرد به ناسزا گفتن به همه چیز و همه کس . صدای فریادهای چوپان نیز در کوهها پیچید و به سوی آن دو بازگشت .
سپس چوپان گفت : زندگی همین دره است ، آن کوهها ، آگاهی پروردگارند ؛ و آوای انسان ، سرنوشت او . آزادیم آواز بخوانیم یا ناسزا بگوئیم ، اما هر کاری که می کنیم ، به درگاه او می رسد و به همان شکل به سوی ما باز می گردد .
"خداوند پژواک کردار ماست ."
پائولو کوئلیو
كلمات قصار آموزشي
ادامه مطلب راببینید...
و حکیمانه ی بزرگان
ادامه مطلب را ببینید...
و حکیمانه ی بزرگان
ادامه مطلب را ببینید...
و حکیمانه ی بزرگان
ادامه مطلب را ببینید...
اول امتحان مي گيرد و بعد درس مي دهد.
جملات عاشقانه از دكتر علي شريعتي

سری دوم...
گرفته شده از کتاب "دفترهای خاکستری".
سری اول...