چهارشنبه سوری و فلسفه آن

سؤال: فلسفه چهارشنبه سوری و اینکه عده ای می گویند این رسم آتش پرستان می باشد صحیح است یا خیر ؟

جواب : نخست در مورد قسمت دوم توضیح می دهم و آن اینکه این سخن اصلاً درست نیست زیرا نیاکان ما یکی از افتخاراتشان این است که "هرگز بت پرست نبوده اند " و غیر از خدای واحد هیچ معبود دیگری نداشتند و این یک اتهام بزرگ است زیرا زرتشت پیامبر آسمانی ایرانیان مبعوث شد تا مردم را به پرستش  اهورا مزدا" دانای بزرگ " دعوت کند پس ایرانیان موحد بودند و یکی از دلایل پذیرش سریع اسلام توسط ایرانیان موحد بودن آنان بود .

" ما ملتی بودیم که بیش از 8000 سال پیش نه بت پرست بلکه دیندار بوده و سه اصل پندار نیک ، گفتار نیک و کردار نیک را به کار بستیم و جمله ی "خش نهدره اهرهی مزدا" به معنای خداوند بخشنده و بخشایشگر را زرتشت به زبان جاری کرده بود ضمن آنکه مردم آن زمان همانند امروز پنج نوبت نماز می خواندند و وضو می گرفتند ، زرتشتیان اهل کتابند و از دین زرتشت در قرآن به نام "مجوس" یاد شده است (سوره حج ) و نام آنان د ردیف ملت های اهل کتاب آمده است و قرآن ملت مجوس یا مغان زرتشتی را اهل کتاب دانسته و در ردیف امم خداپرست جای داده است و حدیث رسول خدا است که می فرمایند:" با ایشان همان طور که با اهل کتاب رفتار می شود رفتار نمایید".

بنیان اولیه مراسم چهارشنبه سوری بزرگداشت زرتشتیان در آخرین چهارشنبه هر سال برای مردگانشان بود . بدین منظور بالای بام خانه هایشان آتش می افروختند ولی به تدریج چون تمایل ایرانیان بیشتر به شادی بود این مراسم توام با شادی و مراسم خاص خود شد .

و اما فلسفه چهارشنبه سوری : ایرانیان باستان به یکی از اصول روانشناسی مدرن که " شادی کنید تا سالم بمانید" در روزگاران قدیم رسیده بودند که آن به یکی از وظایف فراموش شده در بعضی جوامع فعلی تبدیل شده است در حالی که تولید شادی یکی از وظایف ذاتی دولتها می باشد و اینکه برای مردم شادی تولید کنید زیرا مردم شاد سالم ترند و مردم سالم بیشتر تولید می کنند و بدین ترتیب درآمد سرانه مردم بالا می رود و در پی آن سطح رفاه مردم بالاتر رفته و به تبع آن امید به زندگی را بیشتر می کند. در ایران باستان از روز اول فروردین که نوروز بزرگ و باستانی  ایرانی بود جشن های خاصی داشتند ، جشن های فروردین گان ، اردیبهشت گان ، خردادگان ، تیرگان و... و علاوه بر جشن های ماهانه در طول سال جشن های بزرگی مثل جشن نوروز و جشن سده و مراسم چهارشنبه سوری و بهترین مراسم سیاسی در ایران باستان" میر نوروزی" بود . در مورد فلسفه چهارشنبه سوری مطلب قابل ذکر این که همانگونه که برای تحویل سال در منازلتان خانه تکانی می کنید و به شستشوی وسایل منزلتان می پردازید و همه چیز را آراسته و نو می کنید ولی حالا برای خانه تکانی دل و زدودن زنگار از درون و برون چه می کنید؟

ایرانیان باستان برای آنکه این زنگارها را از خود دور کنند ، به خانه تکانی دل و تن می پرداختند بدان گونه که در آخرین چهارشنبه هر سال بسیاری از خانواده ها و خویشاوندان دور هم جمع شده و در هوای روشن به بیرون از محیط شهری می رفتند . مردان و زنان و جوانان و کودکان دور هم جمع شده و در بیابان به دنبال بوته های خار (فقط بوته های خار ) می گشتند اما چرا بوته ی خار ؟ چون شعله ی بسیار زیبایی دارد و بوی ناشی از سوختن خار هم بسیار جالب است پس از اینکه بوته های خار جمع می شد هیمه هایی پشت سرهم از بوته های خار درست می شد و به هنگام شب آتش می زدند و از روی آن هیمه ها می پریدند و با این شعر که "زردی من از تو سرخی تواز من " به زدودن غبار از تن ودرون می پرداختند و سپس به خوردن شام می پرداختند و سپس این سنت زیبا با همین مراسم به پایان می رسید افراد پس از صله ارحام و احتمالا رفع کدورت میان بعضی از افراد فامیل ، همه به استقبال سال نو می رفتند که آن هم مراسم خاص خود را دارد اما چرا آتش در میان زرتشتیان گرامی داشته می شود ؟ اصولا بر اساس تفکر زرتشت ،در زندگی انسانها چهار عنصر به او خیر می رسانند و آنها را باید مقدس و گرامی داشت و آن« چهار عنصر عبارتند از :"خاک ، آب ، باد ، آتش" خاک یا زمین را زرتشت مثل مادر معرفی کرد و برای اینکه آریایی های گله دار

را یکجا نشین کند این مطلب را بیان کرد : زمین مثل مادر است همانگونه دامن محل زایش ، رویش و آرامش است زمین نیز محل زایش ، رویش و آرامش است پس آنرا گرامی بدارید ، آب مایه ی حیات و رویش روی زمین و تطهیر کننده است پس آنرا گرامی بدارید و باد مایه ی تلطیف هوا و جابجایی گرده ی گیاهان و غیره می باشد پس آنرا گرامی بدارید و اما آتش ، هنگامی که آتش کشف نشده بود زندگی مردم سرد و بی روح بود و عاری از روشنایی بود و مردم خام خور بودند و از روزی که آتش کشف شد زندگی بشر رنگ دیگری گرفت هنگامی که شب فرا می رسید به خاطر تاریکی زود به بستر بروند و هنگامی که آتش کشف شد زندگی بشر گرما گرفت و در زمستان دیگر مردم از سرما به خود نمی لرزیدند و خام خوری نمی کردند بلکه غذا را طبخ می کردند و به طور کلی آتش زندگی مردم را متحول کرد پس آتش یکی از مظاهر خیر است و اثرات زیادی برای زندگی بشر دارد و مهم تر اینکه آتش بالا رونده است و بر خلاف جاذبه عمل می کند و انسان را رو به بالا هدایت می کند. شعله آتش رو به بالا می رود و انسان را به یاد خدا می اندازد پس عنصری که این همه به بشر خیر می رساند باید گرامی داشته شود و به همین دلایل و برکات زیاد است که زرتشتیان همیشه آتش را روشن نگاه می داشتند تا این همه مظاهر خیر فراموش نشود.

"ملت ایران به آنچه زرتشت دستور داده بود عمل می کردند و آن قرار دادن نور و روشنایی به عنوان قبله ی خود و نماز خواندن به سوی آن بود هم چنان که خداوند در قرآن خود را نور معرفی کرده است ."

* تو به من می گویی از پرستش آتش دست بردارم ، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم ، نور و گرمای خورشید ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به هم نوع گرم شود این به ما کمک می کند تا با یکدیگر مهربان تر باشیم و این نور اهورایی را درقلبمان روشن تر می سازد (پاسخ یزدگرد پادشاه ساسانی به نامه ی عمر خلیفه ی دوم )

این فلسفه اصلی چهارشنبه سوری بود و آنچه امروز اتفاق می افتد "چهارشنبه سوزی" است چه کسی گفته است که مراسم در درون محیط های شهر برگزار شود ؟ چه کسی گفته روی آسفالت آتش روشن کنیم ؟ چه کسی گفته لاستیک آتش بزنیم و یا از مواد محترقه استفاده کنیم ؟ همه اینها ناشی از این است که فلسفه ی وجودی برخی از مراسم را آنگونه که می باشند از طرف افراد بی طرف و عالم مطرح نکرده اند و عده ای فقط قصد جلوگیری و مواجه با این مراسم را داشته اند ، می شود با خردمندی این مراسم را ، حتی در درون محیط های شهری مدیریت کرد . واقعاً این همه که تلویزیون از خطرات ناشی از انفجار مواد محترقه برنامه پخش می کند اگر به فلسفه ی وجودی این مراسم پرداخته می شد و برای مردم و جوانان تفهیم می شد که فلسفه ی وجودی چنین مراسمی چه بوده است آیا بازهم جوانان ما این گونه بر طبل باداباد می زدند و مراسم جنون آمیزی در شهرها بر پا می کردند؟

" به امید روزی که همه مسائل منطقی حل شود "

با تشکر از استاد سالاری دبیر تاریخ

/*]]-->